الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

196

تفسير مجمع البيان (فارسى)

به اين منظور است كه آنها در همهء حالات ، عذاب را احساس مىكنند و هر زمانى عذابى تازه مىچشند نه مثل كسانى كه بر اثر مرور زمان ، به درد عادت مىكنند و رنج آن برايشان ، خفيف مىشود . إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً : خداوند ، مقامش منيع است و نيازى ندارد كه در برابر ديگرى از خود دفاع يا ممانعت كند . و بقولى : يعنى او قادر است و مانعى از تحقق بخشيدن و وعد و وعيدهاى خود در برابرش نيست . حَكِيماً : در تدبير و تقدير خود و عذاب مردم گنهكار ، حكيم است . كلبى از حسن نقل مىكند كه وى مىگفت : بما رسيده است كه پوست ايشان روزى هفتاد هزار بار سوخته مىشود . وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ : آنان كه بهر چه بايد و شايد ، ايمان آورده‌اند و طاعات صالح و خالص ، انجام داده‌اند . سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ : به زودى آنان را داخل باغهايى مىسازيم كه از زير قصرها و درختانشان ، آب جارى است . خالِدِينَ فِيها أَبَداً لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ : در آن بهشت‌ها جاودانى هستند و براى آنها همسرانى است كه از خون حيض و نفاس و هر گونه عيب و آلودگى و اخلاق زشت و طبيعت نادرست پاكند ، كارى نمىكنند كه شوهران خود را ناراحت كنند و در آنها ايجاد تنفر نمايند . وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا : آنها را داخل سايه‌اى مىكنيم كه گرما و سرما ندارد و مثل سايهء دنيا نيست . برخى گفته‌اند : يعنى سايه هميشگى نه مثل سايهء دنيا كه با برآمدن خورشيد ، زايل مىشود و برخى گفته‌اند : يعنى سايه‌اى پايدار و قوى . چنان كه در موقع مبالغه ، شيئى را به مثل لفظ آن وصف مىكنند و مىگويند : « يوم ايوم و ليل اليل و داهية دهياء » در اولى براى روز و در دومى براى شب و در سومى براى داهيه با الفاظى مثل خودشان مبالغه و تاكيد آورده شده است .